برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری
حالا اگه شانس ماست، که علیا مخدره بانو کلا دنبال رفع نیازه و ناراحت میشه از اینکه به نیازش اهمیت نمیدم! شانس نداریم که
برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری
برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری
یکی از چیزهایی که هیچ وقت فلسفه اش رو درک نکردم، مغازه های لباس زیرفروشی بود. اگه لباس زیره، که زیره! رو نیست که معلوم بشه! اگه قراره معلوم بشه، چرا ما تا الان به کسی نشونش ندادیم؟!
برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری
حالا گیرم که لباس زیر فروشی برای خانوم ها واجبه! گیرم که خیلی تنوع هم باید داشته باشه که مردها دوست دارن! گیرم که این سوال برام حل شد که" آخه مگه شرت محرکه؟". با این یه مورد هیچ جوره کنار نمیام که برای مردها هم مغازه لباس زیر فروشی بزنن!
برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری
برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری
بعد از دوره دایناسورا، یه وبی رو میخوندم که نویسنده اش یه خانومی بود به اسم سانتی مانتال. تنها وبی که عاشقانه نویسی ش رو دوست داشتم همون جا بود.
برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری
میدونستید اگه اسم یه فیلم خیلی خوب و خفن برام بذارید، دوستتون خواهم داشت؟! ترجیحا فیلمی مزخرف نباشد! هر چه صحنه هم بیشتر داشته باشد، علاقه ام به شما بیشتر میشود :))
برچسب:
نویسنده: یوسف اکبری